
کاش در تندیس ادم دل نبود این همه غم داخلش منزل نبود کاش جای هرغمی اغوش بود عاشقان را جرعه ای دمنوش بود کاش میشد قلب ها را لمس کرد لحظه های عاشقی راحبس کرد کا میشد عشق را از سر نوشت هرکس تقدیر خودرا می نوشت کاش میشد واژه هارا مست مرد یاکه در دیوان حافظ دست کرد کاشکی لیلی به مجنون می رسید صبح خوشبختی انها را می دمید کاش جنس قلب ما از شیشه بود جای احساسات هم اندیشه بود کاش میشد گفت دل از سنگ نیست درخیال عاشقان نیرنگ نیست کاش میشد عکس دل را قاب گرفت لحظه های بی کسی را خواب کرد کاش دنیا مهربان و ساده بود شعر خوشبختی مارا می سرود...
ادامه مطلب